تبليغاتX
محفل کوروش
محفل کوروش یک ساله شد

 

تولدش مبارک

+ نوشته شده توسط خشایار در چهارشنبه 21 فروردین1387 و ساعت 0:16 |
داستان رویای تلخ نوشته خودم است

آن را در اینجا یا در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خشایار در شنبه 17 شهریور1386 و ساعت 0:9 |

آيا تا حالا يه سرود ملي ايران فكر كرديد  امرزو ميتواند اولين سرود ملي ايران را دراینجا یا در ادامه مطلب ببينيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خشایار در یکشنبه 14 مرداد1386 و ساعت 14:18 |

ميخواهم تقليدي كنم از آزاده پورزند كه نامه اي نوشته بود براي مسعود بهنود و حرفهاي دلش را زده بود پس من هم مينويسم شايد آرام شوم این نامه را در اینجا یا در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خشایار در شنبه 13 مرداد1386 و ساعت 19:30 |
سلام

مدتی بود که این وبلاگ رو به حال خودش رها کرده بودم تا چند روز پیش که اومدم و دیدم مهدخت لطف کرده و مطلبی رو اینجا قرار داده یه کم دلم برای اینجا تنگ شده شاید دوباره یه سر و سامانی بهش بدم

حالا تا اونموقع میتونید از وبلاگ دیگر من دیدن کنید امیدوارم که خوشتون بیاد

www.khashayar89.blogfa.com

+ نوشته شده توسط خشایار در سه شنبه 26 تیر1386 و ساعت 14:35 |
مقام زن

وضعیت و مقام زن در دین زرتشت و دوران هخامنشیان

در حکومت هخامنشی زن و مرد از حقوقی برابر و یکسان برخوردار بودند. بنا به گفته دیاگونف؛ که او باز از قول کتزیاس؛ مورخ یونانی نقل میکند؛ دختر و داماد پادشاه در حکومت ماد میتوانستند قانونا مانند پسر وارث سلطنت او باشند. در جامعه مادها هنگامی که سیستم پدرشاهی جانشین مادرشاهی گشت؛ مقام اجتماعی زن و حقوق او در خانواده همچنان محفوظ ماند؛ فقط تا حدی از اختیارات فوق العاده زن کاسته شد. 

طبق تحقیقات باستان شناسان لباس زن مادی با اختلاف اندکی شبیه پوشاک مردان بوده است و حجاب نداشتند. همانطور که در بالا گفته شد؛ دختر و داماد پادشاه می توانستند وارث تاج و تخت او باشند. چون آستیاک فرزند پسر نداشت؛ قانونا سلطنت ماد حق شاهزاده ماندانا بود؛ و این امر همانطور که گفته شد؛ در انتقال قدرت به کوروش موثر بود. ماندانا مدرسه و گروه های پارس را بنیان نهاد که در آن عده زیادی از پسران پارسی همسن و سال کوروش ؛ تیراندازی ؛ اسب سواری و فنون نبرد را  می آموختند. گذشته از این ماندانا به کوروش آموخت که حق چیست و نا حق کدام است. شاید احترام فوق العاده ای را که کوروش نسبت به مادرش ماندانا رعایت میکرد؛ به پاس داد و عدالتخواهی بود که از او آموخته بود. به طوری که پلوتارک می نویسد مهم ترین عامل پیروزی کوروش بر آستیاک زنان بودند. مسلما تعالیم مزدایی که زنان  و مردان را یکسان می نگرد؛ و فرقی بین آنان قائل نیست؛ در ارتقا مقام و شخصیت زن در ایران باستان اثری انکار ناپذیر داشته است. در دین زرتشت؛ هر انسانی که از دانش و نیکی برخوردار باشد؛ محترم است. بنا به معتقدات زرتشتی؛ در آغاز آفرینش به خواست اهورامزدا؛ در مهر روز مهرماه دو ساقه ریواس به هم پیچیده از زمین سر براوردند و گیاه کم کم از صورت گیاهی به صورت دو انسان درآمدند که در قامت و صورت شبیه هم بودند؛ یکی مذکر به نام « مشیه» و دیگری مونث به نام «مشیانه».

در کتاب « بندهش » فصل ۱۵ آمده است: « آنگاه اهورامزدا روان را که پیش از پیکر آفریده بود در کالبد مشیه و مشیانه بدمید  و آنان جاندار گشتند. پس به آنان گفت شما پدر و مادر مردم جهان هستید. شما را  پاک و کامل بیافریدم. هر دو اندیشه و گفتار و کردار نیک به کار بندید؛  و دیوان را  پرستش مکنید. پس مشیه و مشیانه از جای خود به حرکت آمدند٬ و خود را شستشو کردند٬ و نخستین سخنی که بر زبان راندند این بود اهورامزدا یگانه است. او آفریننده ماه و خورشید و ستارگان و آسمان و  آب و خاک وگیاهان جاندارانست». چنانچه ملاحظه میشود؛ در دین مزدیسنی که معتقدات زرتشتیان بر آن نهاده شده است زن و مرد هر دو از یک ریشه تکوین می یابند با هم از زمین سربر می دارند و یکسان رشد می کنند و اهورامزدا با آنان بیکسان و با یک زبان سخن می راند و دستور واحدی برایشان مقرر می فرماید

+ نوشته شده توسط مهدخت در پنجشنبه 21 تیر1386 و ساعت 13:4 |
هومن عزيزي

شب گذشته در جايگاه پمپ بنزين تقاطع خيابان آزادي و خيابان شادمان درگيري بسيار شديدي بين رانندگاني كه در صف بنزين بودند رخ داد كه در اين ميان چند تن زخمي و به بيمارستان منتقل شدند. اين وضعيت در تمام پمپ بنزين هاي تهران قابل مشاهده بود.به طوری که مطابق گزارش خبرگزاری ها و سایت های اینترنتی در ده ها نقطه تهران و اسلامشهر درگیری مردم با پلیس به انفجار گاز اشک آور و آتش زدن اتومبیل ها و شعارهای تند علیه احمدی نژاد منجر شده است.

ساعت12 ديشب آخرين فرصتي بود كه رانندگان مي توانستندباك اتومبيل خود را از بنزين تقريبا رايگان دولتي پر كنند. بسياري از افرادي كه ديشب در صف طويل جايگاههاي بنزين ماندند تا شايد قبل از ساعت 24 نوبت به آْنان برسد از مسافر كش هاي درون شهري تهران بودند. كساني كه لااقل 50 در صد حمل و نقل تهران بر عهده آنان است.

اگر چه از خيلي وقت پيش خبر جيره بندي بنزين مطرح بود، با اين حال اعلام آن چنان غيرمنتظره بود که شهر تهران را برهم ريخت. اين خبر که به سرعت در همه جا پيچيد، منجر به ترافيکي چند کيلومتري، نه به دليل عبور اتومبيل ها بلكه به خاطر صف هاي كيلومتري اتومبيل ها در پمپ هاي بنزين تهران شد. به اين ترتيب ديشب هيچ پمپ بنزيني از درگيري و دعوا بي نصيب نماند.

به همين علت نيروي انتظامي، اورژانس، آتش نشاني، بيمارستانها و شهرداري تهران ديشب تا صبح درآماده باش كامل به سر بردند.

از هفته گذشته كه بحث سهميه بندي بنزين شروع شد، پمپ بنزين ها شلوغ و صف ها مثل دوران جنگ 8 ساله طويل شده بود. گاهي در اين صف ها بيش از هزار اتومبيل پشت سر هم مي ايستادند. رانندگان كه اغلب مسافر كش شخصي بودند از بيم اعلام سهميه بندي هر شب باك هاي اتوميبل خود را پر مي كردند تا حداقل براي يك روز از بنزين ارزان استفاده کنند. برخي نيز به ذخيره بنزين دست زدند که منجر به بيش از 200 آتش سوزي شد که چند كشته و زخمي هم به دنبال داشت.

اما ديشب داستان جدي شده بود. ترافيك به حدي بود كه حتي اتومبيل ها قادر به بيرون آمدن از صف ها نبودند. در تقاطع كردستان و آزادي در ميان در گيري چاقوي راننده اي بالا رفت تا سينه راننده ديگري را بدرد، امارانندگان ديگر جلوي اين خونريزي را گرفتند. در برخي نقاط شدت درگيري ها به جدي بود که نيروهاي امنيتي و انتظامي مجبور به دخالت و شليک تير هوايي شدند. در برخي نقاط نيز مردم به دادن شعارهايي پرداختند، از جمله اينکه:توپ، تانک، فشفشه/ احمدي نژاد کشته شه.

راننده اي مي گويد: "اقا اينجا زير پاي من براي من و فرزندان من بنزين خوابيده، آنوقت چرا بايد بنزين سهميه بندي شود".

آن يكي مي گويد: "داداش خبرنگاري؟ بنويس به مولا سرمون كلاه رفت".

او كه به شدت برافروخته است، ادامه مي دهد: "كي مي دونست يه روز به اينجا مي رسيم. بسوزه پدر بي فكري و سادگي..."

در برخي نقاط راه ها چنان قفل شده بود که رانندگان مانند سال هاي اول انقلاب از اتومبيل هاي خود بيرون آمده و در اطرف جايگاهها جمع شده بودند و ماموران نيروي انتظامي را كه تلاش مي كردند از دعوا ها جلوگيري كنند "هو" مي كردند.

به گفته شاهدان عيني درگيري هايي نيز در پمپ بنزين هاي بزرگراه رسالت نزديك خيابان 20 متري كرمان، پمپ بنزين شريعتي نزديك ميدان مادر، ميدان فتح، تقاطع ابوريحان و آزادي و... رخ داد.

اين وضعيت در حالي بود که از جلسه غير علني مجلس با وزير كشور خبر رسيده بود دستگاههاي مسئول خود را آماده آتش سوزي در پمپ بنزين ها هم كرده اند.

+ نوشته شده توسط خشایار در چهارشنبه 6 تیر1386 و ساعت 14:0 |
فاطمه حقيقت جو نماينده سابق مجلس در نامه اي خطاب به علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي با يادآوي اجماعي که عليه ايران در دنيا ايجاد شده، حادثه اي که عليه عراق صدام هم اتفاق نيفتاد، از وي خواسته از سمت خود استعفا دهد و مسووليت پرونده هسته اي را به کساني بسپارد که با درايت بتوانند کشور را از وضعيت وخيم فعلي خارج کنند.

نامه نماينده جنبش دانشجوئي در مجلس ششم دو روز بعد از آن نوشته شده که علي لاريجاني از خانم حقيقت جو و محسن سازگارا به عنوان کساني ياد کرد که به آمريکا رفته و با دادن سيگنال هائي اعضاي شوراي امنيت را به صدور قطعنامه هاي عليه جمهوري اسلامي تشويق کرده اند.

متن نامه

متن نامه دکتر حقيقت جو که اينک در دانشگاه هاروارد به عنوان پژوهشگر مشغول به کارست چنين است:

آقاي علي لاريجاني

در روز آن لاين خواندم که مرا متهم به آن کرده ايد که مسوولان کشورهاي ديگر [لابد مقصودتان ايالات متحده آمريکاست] را تشويق به امضاي قطعنامه تحريم عليه جمهوري اسلامي کرده ام. اين پاسخ من است به گفته هاي نارواي شما.

در دو سالي که به عنوان پژوهشگر در دانشگاه هاي ايالات متحده حضور دارم، نه از ترس تهمت امثال شما بلکه از سر اعتقادات و باورهاي خود همه جا در سخنراني ها و نوشته هاي شخصي و با فعاليت هاي گروهي همراه با ديگر دانشگاهيان و ايرانيان، با تحريم ايران بدان جهت مخالفت کرده ام که مردم عزيز کشور را به زحمت مي اندازد. بنابراين چنين تهمتي به من نمي چسبد و مي توانيد اين را از دستگاه اطلاعاتي تان بپرسيد. گرجه به به باور من از آن بي خبر نيستيد و مشکل شما جاي ديگرست.

آقاي لاريجاني شما به عنوان دبير منصوب شوراي عالي امنيت ملي و مسوول پرونده هسته اي ايران، بر اساس توهم واهي "در غلطان و اب نبات" همراي با رييس جمهور محمود احمدي نژاد، کشور را به مخاطره انداخته ايد که حاصلش تا امروز زيان هاي بسيار و از جمله دو قطعنامه اي است که در شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق اراي عليه جمهوري اسلامي صادر شده است. اجماعي که جامعه جهاني بر سر عراق هم قبل از حمله نظامي به آن کشور به دست نياورده بود.

شما به عنوان مسوول مستقيم ايجاد اين خطر بزرگ براي مردم ايران و تماميت ارضي ايران، بايد هر چه زودتر استعفا دهيد و از مردم ايران علنا عذرخواهي کنيد. اين رفتار گرچه ديرهنگام اما مسوولانه اي خواهد بود که به منزله اعتذار شما شايد از جانب مردم پذيرفته شود. تحليل هاي واهي از جمله متهم دانستن امثال من به دادن سينگنال به کشورهاي ديگر مشکلي از شما حل نمي کند. کشورهائي که عليه جمهوري اسلامي راي داده اند، معمولا در مجامع جهاني – نه بر اساس خواست و سيگنال اين و آن – بلکه بر اساس مصالح کشورشان رائي مي دهند که حاصل خردجمعي اتاق هاي فکر و مراکز کارشناسي آن هاست. درست برخلاف جمهوري اسلامي که به کار گرفتن اراي کارشناسان در آن گوئيا حرام است، و تنها بر اساس تفکرات سنتي و عقب افتاده معدودي همفکر، در مسائل مهم تصميم گيري مي شود.

اما اگر نظرتان از نام آوري از فاطمه حقيقت جو، اشاره به مخالفت من با سياست هسته اي و اصولا سياست خارجي نسنجيده و هيجان زده و بي برنامه دولت آقاي احمدي نژادست، به خطا نرفته ايد. من بارها، علني و از طريق گفتگو با دولتمردان فعلي و سابق جمهوري اسلامي خطرات گفتارهاي نسنجيده رييس دولت و رفتار خطرافرين شما به عنوان مسوول پرونده هسته اي را پيش بيني و يادآوري کرده ام. به عنوان يک ايراني خواهان ابادي و ازادي کشورمان هستم، نمي توانم با تحريم و مداخله نظامي خارجيان در ايران موافق باشم. همچنان که نمي توانم با سياست دولت متبوع شما که مجري مطيعش هستيد موافقتي داشته باشم.

با فرافکني و زدن تهمت هاي ناروا به ديگران بار مسووليت شما کاسته نمي شود. پيشنهاد مشخصم اين است که با استعفاي فوري و سپردن پرونده هسته اي به عقلائي که رفتار سنجيده تري دارند، کشور را از خطر نجات داده، دست کم به وظيفه شرعي خود عمل کنيد.

+ نوشته شده توسط خشایار در یکشنبه 3 تیر1386 و ساعت 11:24 |
احتمال ريزش قلعه احمدآباد, محل دفن دكتر محمد مصدق جدي است.

ايلنا: احتمال ريزش قلعه احمدآباد, محل دفن دكتر محمد مصدق جدی است.
حسين شاه‌‏حسينی، عضو هيات امنای قلعه احمدآباد با اعلام اين خبر به خبرنگار "ايلنا"، افزود: به علت هواكش‌‏هايی كه زير ساختمان احمدآباد وجود دارد و نفوذ رطوبت در ديوارهای ساختمان، كف ساختمان باغ احمدآباد دچار فرورفتگی شده است و ديوارهای ساختمان نيز در آستانه ريزش است.
وی با اشاره به آغاز عمليات بازسازی قلعه احمدآباد به منظور جلوگيری از انهدام اين بنای تاريخی، گفت: در فاز اول اين عمليات تلاش شد با بازسازی شيروانی ساختمانی از پيش‌‏روی آب به درون ساختمان جلوگيری شود و در فاز دوم، رطوبت زدايی از ساختمان انجام شد.
شاه حسينی افزود: در فاز سوم عمليات نيز كه اكنون در حال انجام است، تلاش می‌‏شود كه ساختمان به صورت سنتی خود حفظ گردد.
به گفته وی، علی‌‏‏رغم ثبت اين بنای تاريخی در فهرست آثار ملی، بازسازی آن از سوی هیأت امناء قلعه و بدون كمك مالی سازمان ميراث فرهنگی صورت می‌‏گيرد و هم‌‏اكنون وسايل داخل قلعه احمدآباد شامل وسايل شخصی و تابلوی يادبود دكتر مصدق، به خارج از ساختمان انتقال يافته است.
عضو هيات امنای قلعه احمدآباد تصريح كرد: محل دفن دكتر مصدق در كف ساختمان احمدآباد به اين دليل كه پيكر آن مرحوم به امانت در اين محل دفن شده است، فاقد سنگ قبر است و هم‌‏اكنون نيز در حال فرو رفتن است.
بنای تاريخی قلعه احمدآباد در روستای آبيك از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع شده است. دكتر مصدق پس از پايان دوران محكوميت از سال 35 تا پايان عمر خود به اين محل تبعيد شد و به دليل ممانعت محمدرضا پهلوی از انتقال پيكر وی به قبرستان ابن‌‏بابويه، پيكر دكتر مصدق در اين قلعه به امانت به خاك سپرده شد. شماره حساب 7835 كد 159 بانك ملی نادری تهران به نام محمود مصدق و حسين شاه حسينی برای كسب كمك‌‏های مردمی به منظور بازسازی اين بنای تاريخی اعلام شده است

+ نوشته شده توسط خشایار در شنبه 2 تیر1386 و ساعت 14:37 |
خوب در قسمت قبل در باره 3 تير 84 صحبت کردم و همين طور در باره وضع موجود در ايران و اولين راه برون رفت از بحران رو برسي کرديم امروز دو راه ديگر رو برسي ميکنيم
 

راه دوم که راه مورد علاقه بسياري از ايراني هاست انقلابه
خوب درباره انقلابها زياد شنيديم و اتفاقا خودمون هم تجربش کرديم و نتيجه اون رو داريم ميبينيم چند شب پيش عليرضا نوري زاده در برنامه ميزگردي با شما حرف جالبي زد و در پاسخ شخصي که در باره احتمال انقلاب سوال کرد گفت(انقلاب به مانند يک زلزله است و مي تواند همه چيز رو نابود کند نبايد آرزوي ايجاد يک انقلاب رو داشت)من با اين حرف کاملا موافقم و اضافه ميکنم اگر قرار بود چيزي با انقلاب درست بشه با انقلاب 58 درست ميشد تازه اين نکته رو نبايد فراموش کنيم که در اون سالها اکثر مردم درباره انقلاب هم نظر و متحد بودند در حالي که امروز عده اي از جمله خود من انقلاب رو راه حل اساسي نميدونيم
به نظر من انقلاب در ايران مساوي است با تن دادن به يک ديکتاتوري جديد.دليلش خيلي سادست انقلاب در کشوري مثل ايران نياز به يک رهبر داره و طبيعتا زماني که انقلاب به پيروزي برسه اون رهبر و همراهانش نه تنها کنار نخواهند رفت بلکه سعي ميکنند در فضايي که اونها رو قهرمان ميدونه مخالفينشون رو حذف کنند همون اتفاقي که در انقلاب ايران افتاد
در باره انقلاب بيشتر از اين چيزي نميگم چرا که ديگران بسيار گفته اند


سومين راه اصلاحات
اين راه هم مثل دو راه قبل ايراداتي داره مهمترين ايرادش اينه که نياز به صبر زيادي داره
بله اصلاحات يک حرکت يک روزه يا يک ساله نيست اصلاحات يک پروژه طولاني مدته که ممکنه 10 سال 20 ,50 يا حتي 100سال طول بکشه تا به نتيجه برسه اما ميشه به نتيجه اون اميدوار بود
به نظر من اصلاحات کم هزينه ترين و مناسب ترين راهه
شايد خيلي ها با نظر من مخالف باشن و راه هاي ديگري رو انتخاب کنند به نظر اونها احترام ميزارم ولي مي گم من راه خودم رو انتخاب کردم ديگه نميخوام صد در صدي فکر کنم ميخوام از حداقل ها استفاده کنم
 من اينها رو از مسعود بهنود آموختم در شب انتخابات. البته اعتراف مي کنم که اون شب زياد معني اون حرف ها رو نفهميدم يا شايد نخواستم که بفهمم اما امروز مي فهمم و بهش ايمان دارم

بله سوم تير با تمام بدي هايي که داشت درس بزرگي به من داد و از اين رو هرگز سوم تير رو فراموش نميکنم

+ نوشته شده توسط خشایار در سه شنبه 29 خرداد1386 و ساعت 14:12 |





Powered by WebGozar

/body>